<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ایران وطن من تو را می سازم</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 13 Jun 2008 17:08:10 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=postdate&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=postbody&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: &quot;خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟&quot;&lt;BR&gt;خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد ! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند.&lt;BR&gt;به نظر قحطی زده می آمدند.. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند..&lt;BR&gt;مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت:&lt;BR&gt;&quot;تو جهنم را دیدی!&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!&lt;BR&gt;افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: &quot;نمی فهمم!&quot; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خداوند جواب داد: &quot;ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟&lt;BR&gt;اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Jun 2008 17:08:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>armita</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هفت ویژگی فردوسی بزرگ</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;يک: هيچ شاعری به اندازه ی فردوسی در سرنوشت ملت و کشور خويش تاثير پايدار بر جای ننهاده است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دو: فردوسی يگانه شاعری است که پس از هزارسال شهرت خود را حفظ کرده است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سه: فردوسی يگانه شاعر جهان است که هر چند سال ترجمه اثرش به زبانهای زنده دنيا تجديد چاپ ميشود &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چهار: در ميان تمام شاعران جهان هيچيک را نميبابيم که همه عمر خود را از جوانی تا پيری صرف آفرينش تنها يک کتاب با آرمان انسانيت کرده باشد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پنج: فردوسی وقتی اثر خود را پی افکند که ايران اسير استيلای بيگانه بود و زبان رسمی محافل بالای اجتماع و مکاتبات ديوانی و تاليفات علمی به زبان بيگانه بود &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شش: زبان فارسی امروز با تحولات طبيعی هزارساله، هنوز دنباله زبان فردوسی است &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هفت: شاهنامه يگانه کتاب باستانی است که هنوز هم ايرانيان درس نخوانده آن را با رغبت می فهمند، در حاليکه متنهای دو قرن بعد از شاهنامه را درس خوانده های دانشکده های ادبيات هم به آسانی نمی فهمند &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;برگرفته از &lt;A href=&quot;http://www.ferdowsi.org/Saena/SnLanguageRootP.html&quot; target=_blank&gt;تارنمای فردوسی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Jun 2008 10:40:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>iranvaja</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نظام حسابداری و حسابرسی در ایران باستان 4</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-107.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;بنام دادار اورمزد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000000 size=3&gt;چندی پیش٬ من یک پژوهش بسیار کوبنده انجام دام که توانستم به همه بفهمانم که ایران ما بود که سامانه حسابداری را بنیاد نهاد. نه جای دیگر. بنا بود در جستارهایی پی در پی تمامی نوشتارم را در تارنگارم قرار دهم. ولی در میانه راه یکی از اساتیدم به من گفت که باید چند بخش آن تکمیل تر شود. من هم روند نگارش را متوقف کردم و به پژوهش های بیشتری دست زدم. بسیار خرسندم که اکنون می توانم بخش هایی که مانده بود را کامل تر بیاورم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;سامانه حقوق و دستمزد&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;سنگ نبشته های بدست آمده در پارسه٬ از سامانه دستمزدها در زمان داریوش بزرگ دانسته های ربایایی(جالبی) به دست می دهد.&lt;BR&gt;دسته بندی( طبقه بندی) دستمزدها بسیار آتاو( غنی) و از سویه هایی( جهاتی) چنان« مدرن» است که گاه بسیار پیشرفته تر از امروز به نگر می آید( به نظر می آید). کارمندان دیوانی دو رده بسیار گوناگون دارند: اربابان و آزادان٬ و خدمتکاران و پادوها. مزد کارگران بگونه ای سترگ( بطور عمده) برگونه( بصورت) کالایی پرداخت می شد و پایه بنیادین( اصلی) آن٬ شمارگیری( محاسبه)  آن جو و کمینه( حداقل) مزد یک مرد ۳« بن» جو در ماه بود. یک « بن» ده « دقه» و هر « دقه» نود و هفت سدم لیتر بود. البته در اینجا شاید این پرسش پیش آید که چرا لیتر؟ خب این پرسشی است بجا و در گروه باره های( موارد) بایسته پژوهش بیشتر است. ولی آنگونه که پیداست٬ این گردانیدن( تبدیل) یکه( واحد)ها را دانشمندان اروپایی بر پایه اینکه به ایرانیان نوشیدنی هم مزد داده می شد شمارگری کرده اند. ولی من به این پاسخ بسنده نکردم و از تنی چند از استادان فیزیک و باستان شناسی پرسش کردم. آنها گفتند که می توانیم هر « دقه» را برابر۱۰۰ گرم هم قرار دهیم. زیرا با هر دقه به سختی می شد نیم کیلو نان پخت. مزد کارگر خدمتکار و آزاد برابر بود. اگر گاهی در ترده ای( سندی) مزد آزادان کمتر است( برای نمونه دو « بن» جو) کمی دستمزد به شوند پایین بودن زاد( سن) است. از این روی می توان شمارش کرد که کمینه دستمزد برابر بود با ۳۰« دقه» یا به گفته ای بهتر ۳۰ لیتر یا باز هم بهتر٬ ۳۰۰۰ گرم یا ۳ کیلو جو در ماه.&lt;BR&gt;کمینه دستمزد بدین مانک( یعنی) ۳۰ لیتر جو در ماه٬ به خدمتکاران و پادوها پیوستگی دارد( تعلق می گیرد) که با دستمزد« کارگران خارجی» که از لیکیه٬ تراکیه٬ و یا از بلخ می آمدند٬ برابر است. این کارگران بیشتر برای برداشت فراآورده( محصول) بکار گمارده می شدند که بسته به ژمان( فصل) و گونه فراآورده٬ از سامانی( منطقه ای)به سامانی دیگر فرستاده می شدند. بابلی ها را« نگهبان جو» می نامیدند که سرپرست( مسئول) نگهداری بذر٬ بذر افشانی٬ و برداشت بودند. تراکیه ای ها را به دامپروری و سوری ها را به نگاهبانی از چوب های سدر می گماردند. جامگی( حقوق) مهترها٬ کارگران گنجخانه( خزانه)٬ نخ ریس ها٬ چوب کارها٬ درودگرها( نجارها)٬ تنک(tonok) ( ظریف)کارها٬ روغن سازان و پسر بچه های پارسی که از نبشته ها٬ رو نبشته تهیه می کردند٬ پایین ترین آشکوب( سطح) جامگی بود.&lt;BR&gt;همه کارگران که کمینه روزیانه( جیره) را می گرفتند٬ به نشان ها و فراخورد( مناسبت)های گوناگون٬« اضافه درآمد» داشتند. به گونه ای سامانمند( منظم)٬ هر دو ماه یکبار« پاداش» داده می شد که بیشتر یک لیتر جو و نیم لیتر نوشیدنی بود.&lt;BR&gt;تراز( میزان) دریافتی گروهی از جامگی خواران( حقوق بگیران) رده های بالا چشمگیر است و از همه بالاتر٬ دریافتی سرنشین( رئیس) بارآیین ها( تشریفات) است که همه سازندهای( تشکیلات) دیوانی پارس٬ بدین مانک هسته کانونی( مرکزی) حکومت ایران را زیر نگر داشت. جامگی ماهیانه او بدین شمار بود( عبارت بود از): ۵۴۰۰ لیتر جو٬ ۲۷۰۰ لیتر نوشیدنی٬ و ۶۰ رأس بز یا گوسفند. دست کم می دانیم که «فرنکه» که سال ها سرنشین بارآیین های داریوش بزرگ بود٬ این اندازه دریافتی داشت. تنها« گئوبروه»٬ پدر زن داریوش بزرگ که در براندازی« گئومات» و رساندن حکومت به داریوش بزرگ بهره ای( سهمی) داشت و« نیزه دار» او بود٬ نوشیدنی بیشتری دریافت می کرد. در سنگ نگاره بیستون نیز نفر دوم پس از داریوش بزرگ٬ « گئوبروه» است. او برای هر ماه ۳۰۰۰ لیتر نوشیدنی دریافت می کرد. از دیگر بهره های او آگاهی به میزانی بایسته در دست نیست. جانشین( قائم مقام) سرنشین بارآیین ها در زمان پیشوایی( زمامداری) داریوش بزرگ برای سال های درازی« چیسه و هوش» بود که تنها یک سوم« فرانکه» جو و نوشیدنی دریافت می کرد. جامگی ماهیانه او بدین شمار بود: ۱۸۰۰ لیتر راش( غله) و ۹۰۰ لیتر نوشیدنی و بجای آن گوشت بیشتر٬ به آرش( یعنی) ۴۵ رأس گوسفند یا بز. &lt;BR&gt;از آنجا که پرداخت جامگی به گونه کالایی دشوار بود٬ کم کم پرداخت نقره در برابر یک سوم تا نیمی از جامگی به ویژه بجای نوشیدنی و گوشت باب شد. سنگ نبشته های پارسه در پیوند با زمان پیشوایی« خشایارشاه» ( ۴۶۵-۴۸۶ پ.م) و آغازین سال های پیشوایی « اردشیر یکم»( ۴۲۴-۴۶۵ پ.م) بیشتر از پرداخت نقره به کارگران گواهی می دهند. پرداخت نقدی بیگمان مورد پذیرش کارگران بود.٬ زیرا به هنگام بخش کردن گوشت٬ ناگزیر به یکی گوشت خوب و به دیگری گوشت ناخوشایندمی رسید و این شوند نا خشنودی بود.&lt;BR&gt; کارگران ساده با اندک روزیانه دریافتی به سختی گذران زندگی می کردند و پرداخت روزیانه شوند یکنواخت شدن خوراک آنها می شد. با  ترده هایی( اسنادی) که امروز در دست است٬ پی بردن به اندازه راستین درآمد در زمان هخامشیان کار بسیار دشواری است٬ با این همه أشکار است که جامگی و روزیانه٬ دسته بندی شده بود و هر کس بسته به کاردانی و زبر دستی و اندازه کار٬ جامگی دریافت می کرد. کوشش می شد تا به نام های گوناگون٬ دریافت کنندگان کمینه جامگی٬ که ناگزیر از انجام کارهای سخت بودند٬ با اضافه پرداخت هایی نیازشان برآورده شود. به همین شوند٬ کمینه جامگی از جامگی بهنجار( معمولی) در میان رودان پیش از هخامنشیان٬ که روزیانه یک دبیر( منشی)٬ باغبان٬ درزی( خیاط)٬ کشاورز٬ کوزه گر٬ درودگر و چوب بر٬ زینگر٬ و آهنگر ماهانه تنها ۲۰ لیتر جو بود٬ بالاتر است. در زمان داریوش بزرگ کمک های پراکنده دولتی را نیز باید بر جامگی کارگران و کارکنان دولت افزود. این کمک٬ هم در برگیرنده کارگرانی می شد که سامه های( شرایط) کاری بسیار سختی داشتند با به هر شوند دیگری سزاوار دریافت پاداش بودند و هم در برگیرنده بانوانی که نوزادی را زاده بودند٬ می شد. جامگی زن و مرد برای کار یکسان٬ برابر بود. بانوان می توانستند ساعات کار کمتر و یا به گفته ای دیگر« کار نیمه وقت» بردارند. پیرامون( محیط) کاری بانوان و مردان یکی بود و امکانات کارآمزی و بالا رفتن پایه کاری برای هر دو به اندازه یکسان فراهم می شد. در میان ترده های در دسترس٬ شمار سرپرستان و گردانندگان( مدیران) زن کم نیست.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Jun 2008 15:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=107</comments>
<dc:creator>iranvaja</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-107.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتیبه خارک تخریب شد</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-105.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;تلاش افراد ناشناس برای از بین بردن سند نام خلیج فارس&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کتیبه خارک تخریب شد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افراد ناشناسی جمعه شب با عبور از حفاظ آهنی دور کتیبه هخامنشی خارک، با استفاده از اشیای نوک تیز خطوط فارسی باستان آن را تخریب کردند. باستان شناسان از این کتیبه که به خط فارسی باستان معروف است به عنوان سندی دیگر مبنی بر نامگذاری خلیج فارس یاد می کنند. کتیبه هخامنشی خارک اواخر سال 86 در پی احداث جاده یی توسط وزارت نفت کشف شده بود. به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی «علی جاذبی» معاون بخشدار جزیره خارک با اعلام خبر تخریب این سنگ نوشته هخامنشی اعلام کرده است؛ «دو شب پیش افراد ناشناسی با عبور از روی حصاری که دور تا دور کتیبه کشیده شده بود، توسط یک شیء نوک تیز، مابین حروف میخی کتیبه را تخریب کردند به طوری که می توان گفت 70 درصد نوشته های کتیبه به شدت آسیب دیده و تنها یک خط از آن سالم مانده است.» در پی تخریب این کتیبه، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر از چند مظنون شکایت کرده و آنان مورد تعقیب قضایی قرار گرفتند. احمد دشتی رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر با اعلام این خبر گفت؛ «در تخریب کتیبه هخامنشی خارک، چند مظنون وجود دارد که به منظور آغاز پیگیری های قضایی از آنان شکایت شده تا سریع تر متخلف تخریب کتیبه مشخص شود.» به گفته او «کتیبه بین 10 تا 15 درصد تخریب شده و امکان بازسازی آن وجود دارد. برای همین قصد داریم پس از پایان پیگیری های قضایی بخش تخریب شده را بازسازی کنیم.» این درحالی است که به گفته معاون بخشداری خارک تخریب این کتیبه حدود 70 درصد بوده و تنها بخشی از خطوط آن سالم مانده است. دشتی در پاسخ به اینکه با تخریب کتیبه انگشت اتهام به سوی سازمان میراث فرهنگی استان بوشهر است، گفت؛ «حفاظت از این کتیبه به عهده نیروی انتظامی خارک بوده و آنها نیز تمام تلاش خود را برای حفاظت از این کتیبه کرده اند اما یکی از مشکلات ما در خارک نداشتن فضای مناسب برای احداث پایگاه است. جزیره خارک به شرکت نفت تعلق دارد و به همین علت حتی به اندازه یک وجب زمین به ما نمی دهند تا پایگاه حفاظتی دایر کنیم.» دشتی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا تخریب این کتیبه ارتباطی به اهمیت کشف آن در خلیج فارس دارد، گفت؛ «هنوز هیچ چیز مشخص نیست و پیگیری های قضایی تازه آغاز شده است اما این موضوع را که عنوان خلیج فارس و مشاجراتی که در این خصوص وجود دارد منجر به تخریب کتیبه شده است، تکذیب می کنم.» به گفته او «در حال حاضر نمی شود در خصوص پیشرفت پیگیری های قضایی صحبت کرد زیرا مظنونان این اتفاق و متخلف اصلی فرصت فرار پیدا می کنند.» پیش از این باستان شناسان با کشف کتیبه یی در جزیره خارک واقع در خلیج فارس به خط فارسی باستان و متعلق به دوره هخامنشی از آن به عنوان سند محکمی مبنی بر نامگذاری خلیج فارس یاد کرده بودند. همچنین این کتیبه تا مدتی مانع از ادامه احداث جاده بود که البته جاده با کمی انحراف به مسیر خود ادامه داد. باستان شناسان احتمال می دهند این کتیبه متعلق به دوره اردشیر هخامنشی باشد. مطالعات زبانشناسی برای ترجمه کتیبه آشکار کرد که هخامنشیان در آبادسازی خارک نقش ویژه یی داشته اند. در ترجمه این کتیبه آمده است؛ «(این) سرزمین خشک و بی آبی بود شادی و آسایش را آوردم.» کشورهای حاشیه خلیج فارس سعی بر تقلبی جلوه دادن کتیبه کرده بودند اما در گزارش باستان شناسان ایرانی، حقیقی بودن کتیبه اثبات شده است. در حال حاضر تنها چند حرف از این کتیبه باقی مانده و فاصله میان خطوط دیگر با استفاده از اشیای نوک تیز از بین رفته است. اعتماد؛ خدشه زدن به این اثر باستانی که بخشی از شناسنامه ایران است، گناهی نابخشودنی است به نام ملت ایران از مسئولان امر می خواهیم از این کتیبه چنان حفاظت کنند که خدشه دیگری بر آن وارد نیاید و سهل انگاری در این زمینه نابخشودنی است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Jun 2008 09:48:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=105</comments>
<dc:creator>iranvaja</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-105.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بعد از مدتی ...... بالاخره امدم</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;نامه عمر به يزد گزد سوم سا ساني و پاسخ يزد گرد به آن يك سند تاريخي- ايران ما - آنچه براي آگاهي هم وطننان ارجمند ايراني در ذيل مي آيد متن ترجمه نامه عمر خليفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجاميد . از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی. شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است. از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان. الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان. با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن. الله اکبر خلیفه مسلمین عمربن الخطاب از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری ) به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم. این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است. مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست. زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید. شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟ تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد. خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟ آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟ یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟ شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟ افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد. من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها. من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما. این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده. آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد. من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت. یزدگرد سوم ساسانی &quot;&lt;/EM&gt; </description>
<pubDate>Mon, 12 May 2008 15:43:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>armita</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مقام زن در ایران باستان و شاهنشاهی هخامنشی</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>
&lt;TABLE cellSpacing=2 cellPadding=2 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=row1 vAlign=top width=&quot;100%&quot; height=28&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD colSpan=2&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;                                                  &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;جاوید ایران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;در ايران باستان هميشه مقام زن و مرد برابر و در كنار هم ذكرشده است، حتي گروهي از ايزدان مانند آناهيتا زن هستند و در ميان امشاسپندان، امرداد و خرداد و سپندارمذ، كه صفات اهورامزدا است زن ميباشند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وآنچه در اوستا آمده است همه نشانه اي از همسنگي زن و مرد است، در فروردين يشت چنين آورده شده: اينك فروهر همه مردان و زنان پاك را مي ستائيم آنان كه روان هايشان در خور ستايش و فروهرهايشان شايسته است اينك فروهر همه مردان و زنان پاكدين را مي ستائيم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در زمان شاهنشاهي هخامنشيان، براساس لوح هاي گلي تخت جمشيد زنان هم دوش مردان در ساختن كاخ هاي شاهان هخامنشي دست داشتند و دستمزد برابر دريافت مي نمودند، پيشه بيشتر زنان در دوره هخامنشيان صيقل دادن نهائي سنگ نگاره ها و همچنين دوخت و دوز و خياطي بوده است. بنابراين در شاهنشاهي بزرگ هخامنشي با برابري و تساوي خقوق زنان با مردان سر و كار داريم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بايد خاطرنشان كرد كه زنان در زمان بارداري و با بدنيا آوردن كودكي براي مدتي از كار معاف ميشدند، اما از حداقل حقوق براي گذران زندگي برخوردار مي گشتند و علاوه بر آن اضافه خقوقي بصورت مواد مصرفي ضروري زندگي دريافت مي نمودند، همچنين در گل نوشته هاي تخت جمشيد شاهد آن هستيم كه در كارگاههاي خياطي، زنان بعنوان سرپرست و مدير بودند و گاه مردان زيردست زنان قرار مي گرفتند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما زنان خاندان شاهي از موقعيت ديگري برخوردار بودند، آنان مي توانستند به املاك بزرگ سركشي كنند و كارگاه هاي عظيم را با همه كاركنانش اداره و مديريت مي كردند و درآمدهاي بسيار زياد داشتند، اما بايد خاطرنشان كرد كه حسابرسي و ديوان سالاري هخامنشي حتي براي ملكه هم استثنا قائل نمي شد و محاسبه درآمد و مخارج از وي مطالبه مي كرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در يكي از گل نوشته ها (لوح هاي گلي) رئيس تشريفات دربار داريوش بزرگ دستور تحويل 100 گوسفند را به ملكه صادر مي كند تا درجشن بزرگ تخت جمشيد كه 2000 مهمان دعوت شده بودند، بكار روند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دريكي از مهرهاي بدست آمده از تخت جمشيد زني بلندپايه در صندلي تخت مانندي نشسته و پاهايش را روي چهارپايه اي گذارده و گل نيلوفري در دست دارد و تاجي برسرنهاده كه چادري روي آن انداخته شده است و به تقليد از مجلس شاه ، نديمه اي در برابر او ايستاده و عود سوزي در آن ديده مي شود. اين مهر يكي از زنان ثروتمند دربار هخامنشي است كه نقش مهمي در مديريت جامعه داشته است و دستورات خود را به اين مهر منقوش مي كرده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بنابراين با كمك گل نوشته هاي تخت جمشيد تصويري كاملا نو از زنان و ملكه هاي هخامنشي بدست مي آوريم كه برخلاف ادعاي نويسندگان يوناني، كه آنها را عروسكهايي محبوس در حرم سراها مي دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئين هاي مذهبي شركت مي كردند، بلكه در صحنه زندگي و در اداره امور كشور هم نقش و شخصيت مستقل خويش را حفظ مي كردند. بررسي دقيق لوح هاي ديواني تخت جمشيد نشان مي دهد، كه زن در دوران فرمانروائي هخامنشيان بويژه در زمان شاهنشاهي داريوش بزرگ از چنان مقامي برخوردار بودند كه در ميان همه خلق هاي جهان باستان نظير نداشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;منابع : &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1- از زبان داريوش : خانم پروفسور هايدماري كخ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2- زن در ايران باستان : هدايت ا... علوي&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=row1 vAlign=center align=left width=150&gt;&lt;SPAN class=nav&gt;&lt;A class=nav href=&quot;http://www.iraniansca.com/modules.php?file=viewtopic&amp;name=Forums&amp;p=800#top&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Apr 2008 17:00:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>emin3m</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دشمنی با بشریت باید متوقف شود</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#ff0000 size=6&gt;بنام دادار اورمزد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial color=#000000 size=3&gt;  می خواهم اکنون از زاویه دیگری به واکاوی یکی از مهمترین دشواری های بشریت در سده بیستم و اکنون هم بیست و یکم٬ بپردازم. پیش از درونشد به جستار٬ می خواهم کمی و بسیار کوتاه به ریشه این دشواری در تاریخ معاصر دنیا بپردازم. نژاد پرستی یک پرسمان همیشگی در درازنای تاریخ بوده است که همیشه مورد بیزاری انسان های پاک بوده است و از اینرو هیچگاه نتوانسته پایه های محکمی داشته باشد. در سده نوزدهم پایه های یک جریان شوم بنیاد نهاده شد که در نخستین سال های سده بیستم به اوج خود رسید. بنیاد نهاده شدن جریان ها و گروه های فاشیستی در دنیا در نخستین سال های سده بیستم خود گواهی است بر جریان نو نژاد پرستی. در آن زمان بیشتر تلاش ها بر ستیزه با یهودیان در سراسر دنیای به اصطلاح متمدن آن روزگار بود. در اروپا بسیاری یهودیان مورد آزار قرار گرفتند. آزار یهودیان پایه های نژادپرستی نو را بنیاد نهاد. شخصی بنام هیتلر با بهره گیری از نام بزرگ قوم آریایی و همچنین بهره گیری از نمادهای آن در تلاش برای توجیه نژادپرستی خویش بود. البته بایسته است که برای بررسی پرسمان هیتلر به واکاوی بیشتری پرداخت. اکنون تلاش من این نیست که درباره هیتلر سخن برانم. ولی پس از جنگ جهانی دوم الگوهای فاشیستی نه تنها نابود نشدند٬ بلکه بر دامنه آن ها افزوده شد. اگر تا پیش از جنگ جهانی دوم بیشتر تلاش ها بر ضدیت با یهودیان متمرکز می بود٬ پس از آن ضدیت با ایرانیان٬ ضدیت با مسیحیان٬ و همچنان ضدیت با یهودیت سرلوحه کار نژادپرستان گوناگون قرار گرفته است. &lt;BR&gt;  اکنون چندی است که ضدیت با ایرانیان شدت یافته است. در حالی که همگان می دانند پشت این قضیه چه کسانی هستند. برپا کردن رفراندوم فرمایشی برای جدا کردن بحرین از ایران٬ یکی از کوچکتریین این کارها بود. پس از جنگ جهانی دوم نخست قائله آذربایجان راه انداخته شد و سپس بگونه ای پی در پی آفند به ایرانیان در حال انجام است. اقوامی که در درازنای تاریخ تنها به وحشیگری و دد منشی شناخته شده اند و هیچ تمدنی نداشته اند٬ آفند به تمدن بزرگ آریایی را پیش گرفته اند. قوم تازی و مغول که تنها برای چشمداشت به منابع ایران عزیز به این سرزمین آمدند٬ اکنون دست بردار نیستند و مدام با طرح ادعاهای دروغین هم دنیا را به خنده و هم گریه وامی دارند. دنیا به نادانی این اقوام می خندد و از خطری که برای آینده دنیا خواهند داشت٬ نگران است.&lt;BR&gt;در این نوشتار تمرکز من بر قوم تازی است. قومی که به شوند نادانی و واپس ماندگی شان٬ می خواهند از تمامی دنیای متمدن انتقام بگیرند و اکنون نزدیکترین دنیای متمدن به آن ها٬ ایران عزیز ما است. پس از جنگ تحمیلی تازیان بر ایرانیان که به پیروزی ایران منجر شده است آن ها از جهات دیگر وارد شده اند. جعل نام سپند و بلند خلیج فارس خود گواهی می دهد که اینان چقدر از ایرانیان کینه دارند. اگر بخواهیم موشکافانه سخنان تازیان را واکاوی کنیم در می یابیم که آن ها با سه کشور ایران٬ آمریکا و اسرائیل مشکلات اساسی دارند. آن ها نمی توانند این ۳ کشور را تاب بیاورند. پس یهودی ستیزی٬ مسیحی ستیزی و از همه مهمتر٬ ایران ستیزی را پیشه کرده اند. جعل نام خلیج فارس پرسمانی است که اگر اکنون جلوی آن گرفته نشود٬ دیگر نمی توان در آینده روی امنیت جهانی حساب کرد و صلح جهانی به خطر خواهد افتاد. افزون بر این٬ اقتصاد و فرهنگ بگونه ای باور نکردنی سقوط خواهند کرد. محیط زیست کره زمین از جنگل ها و مراتع گرفته تا آب ها و حتی محیط های بکر کویری هم از دست این قوم ددمنش در امان نخواهد بود. همه چیز جهان در کام انتقام این تازیان فرو خواهند رفت. پس بایسته است که جلوی آن ها گرفته شود.&lt;BR&gt;  بدون دانستن شوندهای گستاخی تازیان٬ نمی توان مبارزه ای درخور با آن ها داشت. همانگونه که پیشتر برشمردم بزرگترین شوند این مشکل٬ واپس ماندگی فرهنگی این قوم است. بدین معنی که چون خودشان فرهنگ ندارند٬ و نمی توانند با فرهنگ شوند٬ به ستیزه با دیگر فرهنگ ها مشغولند. اکنون با ایرانیان و پس از آن با اروپا و دیگر نقاط زمین. اکنون نام خلیج فارس را جعل می کنند و پس از آن نوبت به اقیانوس ها می رسد که برای نمونه بجای اقیانوس هند بگویند اقیانوس عربی. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;  در بخش اقتصادی که شاید پشتوانه تازیان برای گستاخی شان باشد٬ آن ها از موهبت نفت برخوردارند. درآمدهای کلان نفتی در کنار جمعیت پایین کشورهای تازی یک پشتوانه قدرتمند اقتصادی به آن ها داده است. بوجود آمدن واحد پول یگانه اروپایی یعنی یورو٬ فرصتی بود که تازیان از آن بهره بردند و به شوند سیاست های نادرست دولت آمریکا٬ توانستند اقتصاد را در اروپا از دست یهودیان بگیرند. در شرایطی که دولت آمریکا بگونه ای شدید از یورو انتقاد می کرد٬ آن هم به شوند اینکه یورو ضعیف است٬ سرمایه های یهودی و آمریکایی از اروپا بیرون رفتند و در شرایطی که اروپا در حال سقوط بود٬ میدان برای تازیان خالی از رقیب بود. آن ها با سر ریز کردن سرمایه های تازی به اروپا٬ از سقوط اقتصادی اروپا جلوگیری کردند و اکنون خود را ولی نعمت اروپاییان می دانند. از سویی سیاست های نادرست دولت آمریکا درباره ایران٬ روزبروز به فربه تر شدن تازیان کمک بیشتری می کند. بدینگونه و با سیاست های نادرست و خصمانه دولت آمریکا در برابر ایران٬ رفته رفته بازرگانان ایرانی از صحنه رقابت در خاور میانه خرج می شوند و جای آن ها را تازیان ثروتمند می گیرند. در چنین شرایطی دولت آمریکا دارد هم به نابودی خودش و هم اسرائیل و از همه مهمتر٬ ایران٬ کمک می کند. البته من در این نوشتار به عوامل درونی اشاره ای نمی کنم. زیرا اکنون سخن بر جلوگیری بشریت است و این به این جستار ماهیتی فرا ایرانی و فرا منطقه ای می بخشد. از سوی دیگر با بالا رفتن بی سابقه قیمت نفت٬ دنیا کم کم دارد در ترس غرق می شود. شوربختانه دولت آمریکا بگونه ای غیر مستقیم در این بازی دارد به سود تازیان بازی می کند. ولی اکنون شرایطی وجود دارد که ۳ کشور مهم و تأثیر گذار ایران٬ آمریکا و اسرائیل٬ باید برای بشریت با هم متحد شوند. چندی پیش تارنما یا به گفته بهتر موتور جستجوی گوگل در کار ناشایستی که کلیه قوانین جهانی را زیر سوال می برد٬ اقدام به جعل نام خلیج فارس نموده است. آشکار است که دولت آمریکا برای در امان بودن از دادگاه لاهه٬ از راه شرکت خصوصی گوگل وارد شده است که دولت ایران نتواند در دادگاه لاهه اقامه دعوی کند. ولی نمی داند با این کار دارد به نازیسم نو سده بیست و یکم٬ یعنی اعراب کمک می کند.&lt;BR&gt;  اکنون گوگل یک نگر سنجی براه انداخته که این کار هم خلاف قانون است. من و بسیاری دیگر بنا به وظیفه میهنی مان در این نگر سنجی شرکت کردیم. زیرا اکنون باید تنها پدافند کنیم. ولی گوگل باید این نام را هرچه زودتر پاک کند. نه اینکه شرط بگذارد که اگر امضاها به یک میلیون رسید آن را پاک می کند. این هم از احمق بازی های دولت آمریکا است. در بخش دیدن امضاها بسیاری امضا از افراد غیر ایرانی مانند کانادایی و آمریکایی و حتی یهودی دیدم که بیشتر آن ها بر شکل گیری جنبشی برای مقابله با این نازیسم نو در دنیا تأکید داشتند. این می تواند مایه شادی باشد که افزون بر ایرانیان٬ یهودیان و مسیحیان سراسر دنیا نیز به خطر بزرگی که این فاشیسم کور یا به گفته بهتر٬ نازیسم نوی تازیان پی برده اند و خواستار مقابله با آن هستند. اکنون ایران مهمترین سنگری است که باید همه دنیا برای پدافند از آن هم قسم شوند. من بعنوان یک انسان ایرانی خواهان آن هستم که همه بگونه ای مدون به پدافند از ایران بپردازیم. زیرا پدافند از ایران٬ پدافنداز بشریت است. بشریتی که چشم انتظار و نگران نتیجه این مبارزه هستند. پس ما باید اکنون خود را در شرایط جنگی با تازیان در نگر بگیریم و هم برای بشر امروز و هم بشر فردا٬ شوند امنیت باشیم و باید بتوانیم بشریت را از این خطر بزرگ در امان بداریم. پس بایسته است که همه ما با هر مرام و مسلکی که داریم٬ مسلمان٬ زرتشتی٬ ارمنی٬ آشوری و ... یکپارچه به مبارزه با این خطر بپردازیم و باید بسیار فراتر از یک میلیون امضا جمع آوری شود. تا لحظه ای که من این مطلب را می نویسم٬ حدود ۴۶۲۰۰۴ امضا جمع آوری شده است. من برای وظیفه ای که دارم٬ لینک امضا را قرار می دهم.&lt;BR&gt;برای امضا به &lt;A href=&quot;http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; بیایید. میهن پرستان منتظرتان هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Apr 2008 12:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>iranvaja</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درآمدی بر شناخت نیما یوشیج</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title2 align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;پيرمرد چشم ما بود&lt;BR&gt;روشن تر از صداي آدمي&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=cont align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=subtitle2 align=right&gt;&lt;FONT size=4&gt;• اگر شاعر نتواند معني را جسم بدهد و خيالي را پيش چشم بگذارد... كاري نكرده است. شاعر نيست... شاعر بايد موضوع را لباس واقعه و صحنه بدهد. آن وزن را كه خود دارد در مردم توليد كند&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;
&lt;TABLE class=LeftImage cellSpacing=0 cellPadding=0 width=200 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG height=136 alt=080385.jpg hspace=0 src=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1381/810601/html/080385.jpg&quot; width=200&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV class=caption2&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=detail2 align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;«ترا من چشم در راهم &lt;BR&gt;شباهنگام كه مي گيرند در شاخ «تلاجن» سايه ها رنگ سياهي و از آن دلخستگانت راست اندوهي فراهم &lt;BR&gt;ترا من چشم در راهم&lt;BR&gt;شباهنگام در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سروكوهي دام &lt;BR&gt;گرم يادآوري يا نه، من از يادت نمي كاهم&lt;BR&gt;ترا من چشم در راهم»&lt;BR&gt;نيما&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نسيم تحولات اجتماعي و سياسي اي كه در قرن نوزدهم و در آستانه قرن بيستم ميلادي از جانب اروپا وزيدن گرفته بود، بزودي بخشهايي از مشرق زمين را نيز فراگرفت. در ايران كه جنبش مشروطه خواهي سرفصل جديدي را در عرصه هاي اجتماعي و فرهنگي به دنبال داشت در واقع محصول و ادامه منطقي اين حركت بزرگ بشري بود.&lt;BR&gt;در پيوند با چنين ساختاري كه به تحول در مناسبات اجتماعي و اقتصادي انجاميد، در قلمرو ادبيات، بخصوص در گستره شعر نيز كه تا پيش از اين در پي «انحطاط ادبي» و بازگشت به ساختارهاي فرسوده و كهن، فضاي انديشه و خيال به سكون و سكوت تن داده بود. «انسان شهري» در فراينده تازه به دادخواهي از حقوق خويش برخاست و در پي آن، زمينه تحولات فراواني نيز در عرصه هاي انساني فراهم گرديد. چرا كه «ترك خوردن سد سديد نظام كهن شعر فارسي در اوج و رسميت يافتن شعر عوام، براي روشنفكران و شاعراني كه با شعر اروپايي آشنايي داشتند و از مدتها پيش خواهان دگرگوني نظام شعر سنتي بودند، اين امكان را به وجود آورد كه با آزادي و توان بيشتري در مقابل ادامه شعر رسمي ـ سنتي ايران بايستند و نظام نويني را جانشين آن گردانند».&lt;BR&gt;بنا بر اين، تا پيش از مشروطيت، جريان شعر، با همه افت و خيزهايي كه داشت، تنها در زبان آوري و مضمون پردازي به «مديحه هاي مكرر» ختم مي شد و جز تكرار راه و رسم پيشينيان، اتفاق تازه اي در ذهن و زبان شاعر اين روزگار، بوقوع نمي پيوست.&lt;BR&gt;نگاهي به وضعيت ادبي و ساختار فرهنگي عصر مشروطيت و پس از آن، نشان مي دهد كه ضرورت آرمان خواهي و عدالت طلبي مردم از صاحبان قدرت، بتدريج خود را در عرصه تحولات سياسي و فرهنگي پيدا كرده بود. بسياري از هنرمندان و ادباي اين دوره، براي سازگار شدن با شرايط تازه، چاره اي نداشتند كه نسبت به طرح مسائل و مدنيت «جديد» به تجربه ها و قالبهاي تازه تري توجه نشان بدهند. به عبارت ديگر، به واقعيت موجود اعتبار ديگري ببخشند. به همين جهت، ديگر «ادبيات كلاسيك ايران ـ بخصوص ادبيات منظوم با قواعد و قوانين مزاحم و سختگير خود كه در طول تاريخ ادبي ممتد ايران تغييري عمده در آن راه نيافته بود، ديگر آن قدرت و صلاحيت را نداشت كه حيات اجتماعي معاصر را با همه پيچيدگيها و تضادهاي آن بيان كند». بزودي تقابل كهنه و نو بوقوع پيوست كه جدي ترين آنها درگيري لفظي ملك الشعراي بهار و تقي رفعت در سال ۱۲۹۴ شمسي بود اما بتدريج شاعران صاحب نامي همچون بهار، ايرج، عشقي و عارف كه صداي ناقوس عصر جديد را شنيده بودند، بزودي از انحطاط «موجود» فاصله گرفتند و هر كدام به تناسب توان و باور داشت خود، اصول «كهنه» ادبي را به كناري نهادند و به سود نوانديشي و عناصر زنده شعري،دست به تجربه هايي در قالب هاي نوين زدند. البته اين چنين رويكردي، تنها در حوزه تغيير قالبها و اوزان عروضي خلاصه نگرديد، بلكه از طريق نشريات و چاپ كتب، به قلمرو تفكر و تخيل شاعران در برخورد با پيرامونشان نيز سرايت كرد. بسياري اين دوره را كه مقارن با آغاز جنگ جهاني اول و پيدايش سلسله پهلوي بود، «دوره بيداري» نام نهاده اند. از سوي ديگر، شعر نو كه بر آيند واقعي تحولات اجتماعي اين دوره به حساب مي آمد بزودي توسط نوآوراني همچون رفعت و كسمائي و خامنه اي به موقعيتي تازه گام نهاد كه از سنت گرايان پيشين، بسيار جلوتر حركت مي كرد و در ادامه اين رويداد يعني قانونمنديهاي تكامل فرهنگي در قلمرو واقع گرايي، در حقيقت مي توان نتيجه گرفت كه «شعر نو پس از آن كه در دهه هاي اول قرن بيستم، نخستين موج (موج رمانتيسم) را از سر گذرانيد، تحت فشار سياستهاي روز آثار نيما و همزمان او جاي خود را به نوعي «سمبوليسم اجتماعي» ـ به «شعر ضد شب» داد. شعري كه زبان هنرش تصوير بود، تصويري نيرومند و روشنگر كه به بيان نمادگرايانه واقعيت اجتماعي مي پرداخت».&lt;BR&gt;در ادامه چنين فرايندي بود كه اصل تجددخواهي فردگرايانه از يك سو و آگاهي و دردمندي شاعر از سوي ديگر، جريان شعر را به عصري زنده و پويا وصل كرد. لذا بسيار بجا خواهد بود كه گفته شود: «شعر حقيقي و ناب، آينه روح و شخصيت جامع شاعر است و نه شخصيتي كه در ارتباط با زندگي در جامعه مي نمايد. صورت و معاني محتمل شعر از حادثه اي تكوين مي يابد كه از اندوخته ها و تجربه هاي شاعر و دانشها و حساسيتها و ظرفيتهاي ذوقي و هنري و علمي و فطري اوست». اين حركت كيفي كه بتدريج در شعر شاعران پس از مشروطيت خود را نشان داد در واقع بر گرفته از سرچشمه فياض زبان و فرهنگ مردم اين مرز و بوم بود كه در آغاز «از لحاظ مضمون تشكيل يافته و بعد از آن در اشكال كلاسيكي افكار و انديشه هاي مترقي نوين عرضه شده، اشكال تازه اي به ميان آمده است».&lt;BR&gt;نيما در بخشي از مقدمه «افسانه» كه در سال ۱۳۰۲ شمسي منتشر شده مي گويد: «چيزي كه بيشتر مرا به اين ساختمان تازه معتقد كرده است همانا رعايت معني و طبيعت خاص همه چيز است و هيچ حسني براي شعر و شاعر بالاتر از اين نيست كه بهتر بتواند طبيعت را تشريح كند و معني را بطور ساده جلوه بدهد».&lt;BR&gt;اما براي پي بردن به اين شيوه نگاه، بايد در ساختارهاي ذهني و روزگار كودكي شاعر به جست وجو پرداخت، تا علت اين رويكرد را دريافت: «تمام خيالات من براي شناسايي چيزهاي خوبي بود كه مي خواستم فقط با آن شناسايي بر همسران خود تفوق يابم... در پانزده سالگي مي رفتم كه مورخ شوم. گاهي نقاش مي شدم و گاهي روحي. گاه طبيعي. خوشبختانه هر نوع قوه خلاقه در من وجود داشت... مراقبت و تشويق يك معلم خوشرفتار، كه نظام وفا شاعر بنام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت». نيما در «ارزش احساسات» ميل به آزاد شدن را همراه يك امر تاريخي مي داند چرا كه «جريان تاريخ هر دوره در رد و قبول وقايع، عبارت از كشش به طرف آزادي است. در شعر هم قيدهايي هست. &lt;BR&gt;مهمترين ويژگي شعر نيما گره خوردگي انسان و طبيعت در يكديگر و استقرار «جوهر زمانه» به كمك عناصر زنده شعري است. همين ويژگي بزودي پيروان و صاحب نظران بسياري را متوجه درون مايه كارهاي وي كرد. چيزي نمي گذرد با چاپ منظومه «خانواده سرباز» در سال ۱۳۰۵ شمسي، عليرغم مخالفت هاي سنت گرايان، پويايي انديشه شاعر بالنده تر مي شود اما انعكاس حركت شعر (از آغاز تا به امروز)، در ميان گروههاي مختلف متفاوت و در خور تأمل است: «نخست ـ آنها كه از آغاز دربرابر نيما و كار او جبهه گرفتند. اگر نيز اين نوشته ها را خوانده باشند به دلايل متعدد نمي توانسته اند به ميزان ارزش آنها پي ببرند...&lt;BR&gt;دوم ـ آنها كه از آغاز خود را همراه نيما نشان دادند ولي عملاً ثابت كردند كه حتي به اصل كوتاه و بلندي مصراعه نيز... پي نبرده اند...&lt;BR&gt;سوم ـ آنها كه فقط و فقط به اصل كوتاه و بلندي مصراعها پايبند بودند و مطلقاً به مباني و اصول ديگر شعر نيمايي توجه نداشتند يا داشتند و به اقتضاي مطلوب روز نخواستند خود را شاعري به مفهوم واقعي كلمه معرفي كنند و بشناسانند...&lt;BR&gt;چهارم ـ آنها كه در اوائل، به راستي خود را دنباله رو واقعي نيما نماياندند. اما با همه آمادگي و استعدادي كه داشتند سرانجام منحرف شدند و به راهي ديگر افتادند... و به خلاف نظرآنان كه اين نوع شعر را پلي مي دانستند، ميان شعر كهن و شعر نيمايي، سالها شعر واقعي اين سرزمين را از حركت و راستين خود بازداشتند.&lt;BR&gt;پنجم ـ آنها كه در اين ميان يا نسبت به بنيانگذار و بدعت گزار شعر امروز بطور كلي اعتراض كردند و اين بدعت را حق خود دانستند، يا بي آنكه چنين ادعايي داشته باشند، خود به كاري دست زدند كه ديگر نه ضوابط شعر كهن را در برداشت و نه اصول و مباني شعر نيما را.&lt;BR&gt;ششم ـ آنها كه در اين اواخر... ظهور كردند و بي اتكاء به اصول شعر كهن و نيز بي اتكاء به مباني شعر نيمايي همچون گروه پنجم. منتها افراطي تر و تندتر راهي ديگر برگزيدند و به نام «موج نو» معروف شدند.&lt;BR&gt;هفتم ـ آنها كه از ابتدا (و تا امروز) در عين حال كه خود را دنباله رو واقعي شعر نيما نشان دادند نيز در صدد برآمدند كه خود در توجيه و توضيح و تفسير كار نيما متحمل زحمات و كوششهاي بسياري شوند و شدند و سپس به تدريج بهترين نمونه هاي شعر نيمايي را ارائه دادند و حتي بعدها خود برمبناي تجربيات نيما به زباني و ساختماني ديگر در شعر رسيدند».&lt;BR&gt;نيما كه با حركت نوين خود توانست اسطوره هاي شب و فقر را محور انديشگي خود قرار دهد، بزودي بازتاب آن را در شعرهاي «اي شب» و «كار شب پا» و «پادشاه فتح» و «خانواده سرباز» و «ناقوس» و سرانجام «مرغ آمين» به نمايش مي گذارد كه «مجموعه اين بدعتهاي زباني به شاعر امكان و ميدان داده است كه چشم او، در هر زاويه اي از دنياي شاعرانه اش، واقعيت هاي سخت و خشن زندگاني اش را هم كه پيش از اين شاعرانه نمي نموده است، ببيند و بيان احساسش با هر واژه اي كه طلب مي كند ادا بشود، خواه اين واژه در كوچه زندگي مي خوابند و الفت مي گيرند».&lt;BR&gt;اما از آنجايي كه شاعر در موقعيت «شناخت هنري» طبايع مردم و طبيعت را يكي مي بيند، لذا براي يافتن و گشودن دنياي واژه ها به رويكردي زيبا شناسانه روي مي آورد و از اين طريق ارزشهاي فرهنگي را به خدمت نو انديشي و نو آوري خود مي گيرد. با اين همه شعر وي «شعري است تلخ و شعري است دردمند، شعري است بر مفصل ابهام و وضوع حيات، اما شعري عصيانگر نيز هست و شعري است با ايمان، شعري است آينده نگر، اما اين آينده نگري از خوش بيني هاي سطحي و غير واقعي نيست، بلكه از سر همان ايمان و عصيانگري است. اين آينده نگري از سر هر بسته ديدن همه چيز جهان است. اين ديد برآيند همه اجزاي هستي و حركتها و موقعيتهاي دورانهاست». نيما در آغاز حركتي چنين، براي انسان معاصر فصلي تازه مي گشايد و به دور از واپس گرايي كهنه سرايان، با زبان رفتاري ارگانيك بر قرار مي كند و با تصرف در نحو و برجسته نمايي عناصر زباني، جنبه هاي عاطفي و موسيقيايي آن را كشف كرده و تشخص و جايگاه كلمات را به درستي يادآور مي شود: «مايه اصلي اشعار من رنج من است، به عقيده من گوينده واقعي بايد آن مايع را داشته باشد. من براي رنج خود و ديگران شعر مي گويم. خودم و كلمات و وزن و قافيه در همه وقت براي من ابزارهايي بوده اند كه مجبور به عوض كردن آنها بوده ام، تا با رنج من ديگران بهتر سازگار باشند».&lt;BR&gt;از سوي ديگر، نيما در به كارگيري سمبولها و بهره گيري از ساختارهاي اساطيري، همواره به سمت عيني تر كردن اشياي پيرامون خود حركت كرده و مانند هر هنرمند ديگري به هستي اشيا در گذر از «مناسبات» نظر دارد و كاربرد اجتماعي هنر را نه در شعار، بلكه در عمل اجتماعي مي شناسد. چرا كه از منظر شاعر، شعر انعكاسي از هستي است كه با مسائل زندگي ارتباط نزديك دارد.&lt;BR&gt;در ادامه زندگي شاعرانه و در عصر پهلوي اول كه فشارهاي فرهنگي روزگار مردم را تيره و تار كرده بود، وظيفه اجتماعي شعر به رسالتي تازه فراخوانده مي شود و آن طرح «من» اجتماعي شاعر و عبور از نظم كهن به منظور محور قرار دادن انسان در دايره شعر امروز و سرانجام دفاع از عنصر آگاهي و تجربه هاي زنده و پويا بود.&lt;BR&gt;نيما در «حرفهاي همسايه» كه به نوعي نمايانگر نظرات تئوريكش در عرصه شعر به حساب مي آيد از واقعيت تازه اي سخن مي گويد: «اگر شاعر نتواند معني را جسم بدهد و خيالي را پيش چشم بگذارد... كاري نكرده است. شاعر نيست... شاعر بايد موضوع را لباس واقعه و صحنه بدهد. آن وزن را كه خود دارد در مردم توليد كند».&lt;BR&gt;شاعر طرز بيان و ادراك هنري را جلوتر از شاخصه هاي ديگر مي بيند و در نهايت كوشش شاعر در رسيدن به مرزهاي خلاقيت را «نشانه يك زندگي عالي و خيلي بشري» مي شناسد. اما از آنجايي كه نيما در فرايند شعر از حقانيتي «مدرن» و امروزي دفاع مي كند، پيوسته مورد هجوم و حمله كهن گرايان بوده و به همين جهت در زمان حياتش، آماج بيشترين تهمت ها قرار گرفت. ولي صميميت و يگانگي شاعر با مردم زمانه اش آنقدر ساده و عميق و انساني بود كه هيچ حجابي نمي توانست، چهره واقعي اش را بپوشاند. فريدون رهنما در نخستين روزهاي مرگش مي نويسد: «شاعر بود. زنده بود. چيزهايي كه مي ديد در دلش مي نشست و در چشمش نقش مي بست به پاكي رودخانه ها و كوهها و دشتهايي كه ديده بود مي انديشيد و مي سرود. دروغ نمي گفت، شعرش را از اينجا و آنجا نمي دزديد. صحنه آراي زبردست شعر و انديشه هاي ديگران نبود... جهاني با خود برد. جهاني كه مهربان بود و آماده گسترش، در جهان او آدمي مي بايست به درختها و مرغها رشك ببرد و حتي خشم به گله مبدل مي شد».&lt;BR&gt;گفتني است كه كار بزرگ نيما در عرصه شعر امروز، همانا جدا كردن شعر از موسيقي و نزديك كردن آن به ساختار نثر است. چرا كه خطوط تصويري به بركت زبان حالات شاعرانه را طبيعي تر بيان مي دارد. به عبارت ديگر، ذهنيت وعينيت را به يگانگي و وحدت فرا مي خواند. «مقصود من جدا كردن شعر زبان فارسي از موسيقي آن است كه با مفهوم شعر وصفي سازش ندارد. من عقيده ام بر اين است كه مخصوصاً شعر را از حيث طبيعت بيان آن به طبيعت نثر نزديك كرده و به آن اثر دلپذير نثر را بدهم... شعر را از مصرع سازيهاي ابتدايي [آزاد] كنم.».&lt;BR&gt;از سوي ديگر، لازم به يادآوري است كه در شعر نيمايي موقعيت و جايگاه وزن را محتواي آن مشخص مي كند، چرا كه «در وزن نيمايي... شاعر هيچ قالب از پيش آماده اي براي كار خود ندارد و محتواي اثر ناگزير است فرم شايسته خود را هم با خودش بيافريند». با اين همه يكي از آموزگاران شعر امروز، ادامه كار نيما در دهه ۲۰ را اينگونه ارزيابي مي كند: «نيما با شعرش در سال بيست و چهار و پنج درست به صورت ستاره كوره اي درآمده بود كه از كهكشان خودش گريخته باشد، اما فقط چند سال وقت مي خواست تا اجرام ديگر آن را درك كنند و فقط پانزده تا بيست سال فرصت لازم بود تا همين ستاره كوره متعلق به كهكشاني ديگر خورشيدي بشود كه در مداراتش منظومه اي چنان درخشان به گردش آيد كه در سراسر تاريخ شعر ما بي سابقه باشد». بنابراين مهمترين ويژگي شعر نيما همانا داشتن ديدگاه انساني و جهان بيني اجتماعي است كه در فراگرد زاده شدنش از «اضطراب جهان» مي گويد. در اين ميان فضاها، آدمها، عناصر بومي، تصاوير سبز و روشن و از همه مهمتر خود زندگي چنان ساده و سرزنده ترسيم شده اند كه انگار همه چيز در وحدتي عميق، در پيوند با عناصر بومي خلاصه مي شوند. زيرا شخصيتهاي شعر نيما اغلب مردماني كوچك و ساده و دردمند هستند كه به سوي جريان عظيم زندگي در حركتند و هر كدام نمايانگر يك تيپ خاص اجتماعي هستند.&lt;BR&gt;به همين جهت «هماهنگي و يكپارچگي شاعر نوپرداز مرهون اين واقعيت است كه شاعر درد عميق، دلي آگاه، بياني آزاد و اراده اي استوار براي بيان آن درد و آن آتش درون دارد». و اين روند در تخيل خلاق نيما پيش از هر شاعر ديگري در اين زمانه جلوه گر است. جلال آل احمد در «پيرمرد چشم ما بود» تصويري دلنشين و انساني از نيما به دست مي دهد كه مي تواند مكملي باشد در جهت شناخت وي كه در چشم انداز آن مي توان به احوال و زواياي خاموش «پيرمرد» اندكي دست يافت و آن حقانيت بزرگ را لمس كرد: «پيرمرد دور از هر ادايي به سادگي در ميان ما زيست وبه ساده دلي روستايي خويش از هر چيز تعجب كرد و هرچه بر او تنگ گرفتند، كمربند خود را تنگ تر بست تا دست آخر با حقارت زندگي هامان اخت شد. همچون مرواريدي در دل صدف كج و كوله اي در گوشه تاريكي از كناره پرتي سالها بسته ماند. نه قصد سير و سياحتي كرد و نه حتي آرزوي بازار ديگر و خريداري ديگر را. هرگز نخواست با كبكبه احترامي دروغين اين عفريته روزگار عفن ما را از پابرجا بزند و در چشم او كه خود چشم زمانه ما بود، آرامشي بود كه گمان مي بردي شايد هم به حق از سر تسليم است، اما در واقع طمأنينه اي بود كه در چشم بي نور يك مجسمه دوره فراعنه هست».&lt;BR&gt;و سرانجام اين را نيز بگوييم كه چهره ادبي و اجتماعي نيما از خلال حرفهاي خودش و ديگران تا حدود زيادي قابل دريافت و محل داوري است، زيرا نقش فرهنگي و انساني نيما در ادب معاصر كم نظير و حضورش در شعر امروز يك پديده زنده و تاريخي است: نيما شاعري است كه چراغش را در شبي تاريك در آمد و رفتن همسايه اش افروخته است، با كرداري روشن تر از صداي آدمي!&lt;BR&gt;«هست شب، يك شب دم كرده و خاك&lt;BR&gt;رنگ رخ باخته است.&lt;BR&gt;باد، نوباوه ابر، از بر كوه&lt;BR&gt;سوي من تاخته است&lt;BR&gt;هست شب همچو ورم كرده تني گرم در استاده هوا،&lt;BR&gt;هم از اين روست نمي بيند اگر گمشده اي راهش را&lt;BR&gt;با تنش گرم، بيابان دراز&lt;BR&gt;ـ مرده را ماند در گورش تنگ ـ&lt;BR&gt;به دل سوخته من ماند&lt;BR&gt;به تنم خسته، كه مي سوزد از هيبت تب،&lt;BR&gt;هست شب، آري شب.&lt;BR&gt;«نيما»&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Apr 2008 17:17:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>iranvaja</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#33ff00 size=6&gt;تجمع بزرگ سازمان جوانان حزب پان ایرانیست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#33ff00 size=6&gt;مقابل سفارت امارات در اعتراض به ادعاهای واهی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#33ff00 size=6&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot;&gt;نسبت به جزایر سه گانه ایرانی&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&quot;&quot;کارزاری عظیم در برپایی تجمعی بنام ایران &quot;&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ff0000&gt;میهن پرستان و ایران دوستان هم اکنون زمان دفاع&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; از &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;این مرزو بوم است .سکوت تنها تایید این خیانت &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ff0000&gt;عظیم است با تکثیر و توزیع بیشتر با فرزندان ایران &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;همراه گردید .&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=6&gt;زمان: سه شنبه 10 اردیبهشت ساعت 11&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://hideonline.net/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5pcmFucHJlc3NuZXdzLmNvbS9zb3VyY2UvMDM4Njc4Lmh0bQ%3D%3D&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot;&gt; &lt;FONT color=#ffff00&gt;لینک خبر در ایران پرس نیوز&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://tabriznews.ir/fa/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=418&amp;Itemid=1&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ffff00 size=4&gt;لینک خبر در تبریز نیوز&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;با سپاس فراوان از آتروپات عزیز در تارنگار &lt;A href=&quot;http://hemasechaldoran.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;حماسه چالدران&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Apr 2008 14:21:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>iranvaja</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگوییم سال 87، بگوییم سال تعطیل</title>
<link>http://iranvaja.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=style16&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 1.45pt 12pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد از ایام نوروز ، هيچ يك از تعطيلات رسمي سال 87 با روزهاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جمعه مقارن نشده اند و جالب اينكه اكثريت قريب به اتفاق اين تعطيلات در روزهاي شنبه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و چهارشنبه هستند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 1.45pt 12pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عصرایران&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; - &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;با نگاهي گذرا به روزهای تعطيل&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;رسمي (به جز جمعه) در سال آينده مي بينيم كه پس از ایام نوروز ، هيچ يك از تعطيلات&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;رسمي سال 87 در روز هاي جمعه مقارن نشده اند و جالب اينكه اكثريت قريت به اتفاق اين&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تعطيلات در روزهاي شنبه و چهارشنبه هستند و لذا پيش بيني مي شود با سالي پر از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تعطيلات و البته پر مسافرت مواجه شويم&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 1.45pt 12pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به گزارش خبرنگار عصر ايران&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://asriran.com/&quot; target=_blank rel=nofollow&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;COLOR: windowtext; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;asriran.com&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;)&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، در سال آينده در فروردين ماه روز 13 كه معمولا&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روز پاياني تعطيلات رسمي و غير رسمي عيد نوروز به شمار می آید در روز سه شنبه است و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عملا&quot; تعطیلات غیررسمی نوروز 87 را تا روز جمعه 16 فروردين ادامه می دهد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 1.45pt 12pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همچنين، در خرداد ماه نيز روزهاي 14 و 15 كه به مناسبت سالروز رحلت امام خميني و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قيام 15 خرداد تعطيل هستند به ترتيب در روزهاي سه شنبه و چهارشنبه قرار دارند كه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روز شنبه هفته آتی آن نيز به دليل سالروز شهادت حضرت زهرا (س) تعطيل رسمي خواهد بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;كه به اين ترتيب خرداد 87 با پنج روز تعطيل روبه رو خواهد بود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 1.45pt 12pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روز ولادت امام علي (ع) در تيرماه نيز برابر با روز 26 اين ماه در روز چهارشنبه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قرار دارد و مردادماه هم روز نهم براي مبعث پيامبر اسلام(ص) و روز 25 اين ماه هم به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دليل مصادف شدن با ولادت حضرت مهدي (عج) تعطيل رسمي هستند كه هر دو روز تعطيلي در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روز چهارشنبه قرار دارند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 1.45pt 12pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در مهرماه سال آتي نيز عيد فطر براساس تقويم رسمي روز چهارشنبه دهم ماه است و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;البته آبان ماه 87 هم مصادف با شهادت امام جعفر صادق ، روز شنبه، چهارم آبان ماه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تعطيل است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 1.45pt 12pt 0in; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عید غدیر سال آینده هم در روز چهارشنبه 27 آذرماه است . میلاد پیامبر اسلام در&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;روز یکشنبه 25 اسفند و 29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت در روز پنج شنبه زمینه را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;برای تعطیلی غیررسمی آخرین هفته سال 87 که البته کبیسه نیز است، فراهم می کند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Apr 2008 10:44:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=iranvaja&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>iranvaja</dc:creator>
<guid>http://iranvaja.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
