می خواهم اکنون از زاویه دیگری به واکاوی یکی از مهمترین دشواری های بشریت در سده بیستم و اکنون هم بیست و یکم٬ بپردازم. پیش از درونشد به جستار٬ می خواهم کمی و بسیار کوتاه به ریشه این دشواری در تاریخ معاصر دنیا بپردازم. نژاد پرستی یک پرسمان همیشگی در درازنای تاریخ بوده است که همیشه مورد بیزاری انسان های پاک بوده است و از اینرو هیچگاه نتوانسته پایه های محکمی داشته باشد. در سده نوزدهم پایه های یک جریان شوم بنیاد نهاده شد که در نخستین سال های سده بیستم به اوج خود رسید. بنیاد نهاده شدن جریان ها و گروه های فاشیستی در دنیا در نخستین سال های سده بیستم خود گواهی است بر جریان نو نژاد پرستی. در آن زمان بیشتر تلاش ها بر ستیزه با یهودیان در سراسر دنیای به اصطلاح متمدن آن روزگار بود. در اروپا بسیاری یهودیان مورد آزار قرار گرفتند. آزار یهودیان پایه های نژادپرستی نو را بنیاد نهاد. شخصی بنام هیتلر با بهره گیری از نام بزرگ قوم آریایی و همچنین بهره گیری از نمادهای آن در تلاش برای توجیه نژادپرستی خویش بود. البته بایسته است که برای بررسی پرسمان هیتلر به واکاوی بیشتری پرداخت. اکنون تلاش من این نیست که درباره هیتلر سخن برانم. ولی پس از جنگ جهانی دوم الگوهای فاشیستی نه تنها نابود نشدند٬ بلکه بر دامنه آن ها افزوده شد. اگر تا پیش از جنگ جهانی دوم بیشتر تلاش ها بر ضدیت با یهودیان متمرکز می بود٬ پس از آن ضدیت با ایرانیان٬ ضدیت با مسیحیان٬ و همچنان ضدیت با یهودیت سرلوحه کار نژادپرستان گوناگون قرار گرفته است.
اکنون چندی است که ضدیت با ایرانیان شدت یافته است. در حالی که همگان می دانند پشت این قضیه چه کسانی هستند. برپا کردن رفراندوم فرمایشی برای جدا کردن بحرین از ایران٬ یکی از کوچکتریین این کارها بود. پس از جنگ جهانی دوم نخست قائله آذربایجان راه انداخته شد و سپس بگونه ای پی در پی آفند به ایرانیان در حال انجام است. اقوامی که در درازنای تاریخ تنها به وحشیگری و دد منشی شناخته شده اند و هیچ تمدنی نداشته اند٬ آفند به تمدن بزرگ آریایی را پیش گرفته اند. قوم تازی و مغول که تنها برای چشمداشت به منابع ایران عزیز به این سرزمین آمدند٬ اکنون دست بردار نیستند و مدام با طرح ادعاهای دروغین هم دنیا را به خنده و هم گریه وامی دارند. دنیا به نادانی این اقوام می خندد و از خطری که برای آینده دنیا خواهند داشت٬ نگران است.
در این نوشتار تمرکز من بر قوم تازی است. قومی که به شوند نادانی و واپس ماندگی شان٬ می خواهند از تمامی دنیای متمدن انتقام بگیرند و اکنون نزدیکترین دنیای متمدن به آن ها٬ ایران عزیز ما است. پس از جنگ تحمیلی تازیان بر ایرانیان که به پیروزی ایران منجر شده است آن ها از جهات دیگر وارد شده اند. جعل نام سپند و بلند خلیج فارس خود گواهی می دهد که اینان چقدر از ایرانیان کینه دارند. اگر بخواهیم موشکافانه سخنان تازیان را واکاوی کنیم در می یابیم که آن ها با سه کشور ایران٬ آمریکا و اسرائیل مشکلات اساسی دارند. آن ها نمی توانند این ۳ کشور را تاب بیاورند. پس یهودی ستیزی٬ مسیحی ستیزی و از همه مهمتر٬ ایران ستیزی را پیشه کرده اند. جعل نام خلیج فارس پرسمانی است که اگر اکنون جلوی آن گرفته نشود٬ دیگر نمی توان در آینده روی امنیت جهانی حساب کرد و صلح جهانی به خطر خواهد افتاد. افزون بر این٬ اقتصاد و فرهنگ بگونه ای باور نکردنی سقوط خواهند کرد. محیط زیست کره زمین از جنگل ها و مراتع گرفته تا آب ها و حتی محیط های بکر کویری هم از دست این قوم ددمنش در امان نخواهد بود. همه چیز جهان در کام انتقام این تازیان فرو خواهند رفت. پس بایسته است که جلوی آن ها گرفته شود.
بدون دانستن شوندهای گستاخی تازیان٬ نمی توان مبارزه ای درخور با آن ها داشت. همانگونه که پیشتر برشمردم بزرگترین شوند این مشکل٬ واپس ماندگی فرهنگی این قوم است. بدین معنی که چون خودشان فرهنگ ندارند٬ و نمی توانند با فرهنگ شوند٬ به ستیزه با دیگر فرهنگ ها مشغولند. اکنون با ایرانیان و پس از آن با اروپا و دیگر نقاط زمین. اکنون نام خلیج فارس را جعل می کنند و پس از آن نوبت به اقیانوس ها می رسد که برای نمونه بجای اقیانوس هند بگویند اقیانوس عربی.
در بخش اقتصادی که شاید پشتوانه تازیان برای گستاخی شان باشد٬ آن ها از موهبت نفت برخوردارند. درآمدهای کلان نفتی در کنار جمعیت پایین کشورهای تازی یک پشتوانه قدرتمند اقتصادی به آن ها داده است. بوجود آمدن واحد پول یگانه اروپایی یعنی یورو٬ فرصتی بود که تازیان از آن بهره بردند و به شوند سیاست های نادرست دولت آمریکا٬ توانستند اقتصاد را در اروپا از دست یهودیان بگیرند. در شرایطی که دولت آمریکا بگونه ای شدید از یورو انتقاد می کرد٬ آن هم به شوند اینکه یورو ضعیف است٬ سرمایه های یهودی و آمریکایی از اروپا بیرون رفتند و در شرایطی که اروپا در حال سقوط بود٬ میدان برای تازیان خالی از رقیب بود. آن ها با سر ریز کردن سرمایه های تازی به اروپا٬ از سقوط اقتصادی اروپا جلوگیری کردند و اکنون خود را ولی نعمت اروپاییان می دانند. از سویی سیاست های نادرست دولت آمریکا درباره ایران٬ روزبروز به فربه تر شدن تازیان کمک بیشتری می کند. بدینگونه و با سیاست های نادرست و خصمانه دولت آمریکا در برابر ایران٬ رفته رفته بازرگانان ایرانی از صحنه رقابت در خاور میانه خرج می شوند و جای آن ها را تازیان ثروتمند می گیرند. در چنین شرایطی دولت آمریکا دارد هم به نابودی خودش و هم اسرائیل و از همه مهمتر٬ ایران٬ کمک می کند. البته من در این نوشتار به عوامل درونی اشاره ای نمی کنم. زیرا اکنون سخن بر جلوگیری بشریت است و این به این جستار ماهیتی فرا ایرانی و فرا منطقه ای می بخشد. از سوی دیگر با بالا رفتن بی سابقه قیمت نفت٬ دنیا کم کم دارد در ترس غرق می شود. شوربختانه دولت آمریکا بگونه ای غیر مستقیم در این بازی دارد به سود تازیان بازی می کند. ولی اکنون شرایطی وجود دارد که ۳ کشور مهم و تأثیر گذار ایران٬ آمریکا و اسرائیل٬ باید برای بشریت با هم متحد شوند. چندی پیش تارنما یا به گفته بهتر موتور جستجوی گوگل در کار ناشایستی که کلیه قوانین جهانی را زیر سوال می برد٬ اقدام به جعل نام خلیج فارس نموده است. آشکار است که دولت آمریکا برای در امان بودن از دادگاه لاهه٬ از راه شرکت خصوصی گوگل وارد شده است که دولت ایران نتواند در دادگاه لاهه اقامه دعوی کند. ولی نمی داند با این کار دارد به نازیسم نو سده بیست و یکم٬ یعنی اعراب کمک می کند.
اکنون گوگل یک نگر سنجی براه انداخته که این کار هم خلاف قانون است. من و بسیاری دیگر بنا به وظیفه میهنی مان در این نگر سنجی شرکت کردیم. زیرا اکنون باید تنها پدافند کنیم. ولی گوگل باید این نام را هرچه زودتر پاک کند. نه اینکه شرط بگذارد که اگر امضاها به یک میلیون رسید آن را پاک می کند. این هم از احمق بازی های دولت آمریکا است. در بخش دیدن امضاها بسیاری امضا از افراد غیر ایرانی مانند کانادایی و آمریکایی و حتی یهودی دیدم که بیشتر آن ها بر شکل گیری جنبشی برای مقابله با این نازیسم نو در دنیا تأکید داشتند. این می تواند مایه شادی باشد که افزون بر ایرانیان٬ یهودیان و مسیحیان سراسر دنیا نیز به خطر بزرگی که این فاشیسم کور یا به گفته بهتر٬ نازیسم نوی تازیان پی برده اند و خواستار مقابله با آن هستند. اکنون ایران مهمترین سنگری است که باید همه دنیا برای پدافند از آن هم قسم شوند. من بعنوان یک انسان ایرانی خواهان آن هستم که همه بگونه ای مدون به پدافند از ایران بپردازیم. زیرا پدافند از ایران٬ پدافنداز بشریت است. بشریتی که چشم انتظار و نگران نتیجه این مبارزه هستند. پس ما باید اکنون خود را در شرایط جنگی با تازیان در نگر بگیریم و هم برای بشر امروز و هم بشر فردا٬ شوند امنیت باشیم و باید بتوانیم بشریت را از این خطر بزرگ در امان بداریم. پس بایسته است که همه ما با هر مرام و مسلکی که داریم٬ مسلمان٬ زرتشتی٬ ارمنی٬ آشوری و ... یکپارچه به مبارزه با این خطر بپردازیم و باید بسیار فراتر از یک میلیون امضا جمع آوری شود. تا لحظه ای که من این مطلب را می نویسم٬ حدود ۴۶۲۰۰۴ امضا جمع آوری شده است. من برای وظیفه ای که دارم٬ لینک امضا را قرار می دهم.
برای امضا به اینجا بیایید. میهن پرستان منتظرتان هستند.